حسين مروج

441

اصطلاحات فقهى ( فارسى )

است . شرح لمعه ، كتاب اقرار المقرّ له - شخص و يا چيزى است كه اقرار به نفع او انجام مىيابد . موارد استعمال : يكى از شرايط اقرار اهليّت تملك مقر له مىباشد . شرح لمعه ، كتاب اقرار المقصود - طلب شده ، خواسته شده . در عرف فقيهان ، مقصود از آن كار عقلايى مىباشد . جعاله بر عمل غير مقصود ( رفتن به محل‌هاى تاريك و ترسناك ) درست نيست . شرح لمعه ، كتاب جعاله المقصود ظهره - حيوانى است كه انسان از آن به عنوان باركش و يا سوارى استفاده مىكند . موارد استعمال : المقصود ظهره اگر مورد وطى انسان قرار گيرد و قيمت آن با وطى پايين آيد ، واطى ضامن است . شرح لمعه ، كتاب ديات المقصورة - چيزى را گويند كه از چيزهاى ديگر سوا كنند و به كنار بگذارند ، جاى ايستادن امام در مسجد . معجم لغة الفقهاء در عرف فقيهان ، از خانهء بزرگ به قسمت محصور و ديوار كشيده شده مقصوره مىگويند . موارد استعمال : در « كتاب القسمة » به كيفيت قسمت مقصوره اشاره شده است . طلبة الطلبه ، كتاب قسمت المقطوعة - حديثى كه فعل و قول تابعين را نقل كند . موارد استعمال : حديث مقطوع حجت نيست . الرعاية فى علم الدرايه المقعد - كسى كه به علت آفت قادر به راه رفتن نباشد . معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : در كفارهء ظهار پرداخت مقعد جايز نيست . طلبة الطلبه ، كتاب طلاق المقعدة - مكان و محل نشستن . لسان العرب در عرف فقيهان ، مقصود از آن مقعد انسان است . موارد استعمال ، پس از بول در صورتى كه از مقعده چيزى خارج نشود فقط شستن محل بول كفايت مىكند . الاستبصار ، ج 1 ، ص 52 المقل - فقير . موارد استعمال : افضل صدقات جهد المقل است . مجمع البحرين المقلّد - كسى كه حرف ديگرى را قبول نمايد و به علت اعتقاد به صواب بودن آن دليل نخواهد . معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : مكلف بايد مجتهد يا مقلد و يا محتاط باشد . تحرير الوسيله ، ج 1 المقلّد - مقصود از آن مرجع تقليد و مجتهد است . فرهنگ معارف اسلامى به نقل از قوانين الاصول موارد استعمال : كسى كه مجتهد ، مقلّد و مقلّد نيست عمل او باطل است . قوانين الاصول ، ص 140 المقنعة - چيزى كه زنها سر خود را با آن مىپوشانند . مجمع البحرين موارد استعمال : بنابر قولى با جمله تقنّعى ( امر است به اخذ مقنعه ) طلاق واقع